دعای بیست و هفت
.
🌸 نگاهی به دعای روز بیستوهفتم
از ماه مبارک رمضان 🌸
🍂 اَللَّـهُمَّ ارْزُقْني فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَصَيِّرْ اُمُوري فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَي الْيُسْرِ، وَاقْبَلْ مَعاذيري، وَحُطَّ عَنّيِ الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ، يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ.
1⃣ خدایا خودت فرمودی که شب قدر از هزارماه بهتراست، پس این فضیلت عظیم را روزیم فرما تا به اندازه هزارماه به تو نزدیک شوم.
2⃣ خدایا هرکس به تو نزدیک شود، از حمایتها و عنایتهای خاص تو بهره مند شده و کارهایش آسان می گردد.
پس امور زندگی مرا نیز از سختی و بن بست خارج فرموده و آسان ساز.
3⃣ خدایا اگر گناهانم مانع قربم به تو شده، به درگاهت عذرخواهم.
عذرم را بپذیر.
4⃣ و گناهانم را که بار سنگینی به دوشم شده و مرا از حرکت بسوی تو بازداشته، فروریز.
🍃 ای مهربان به بندگان صالح، با اجابت این دعاها مرا از صالحین فرما و رأفتت را شامل حالم نما.🍃
آقا مجتبی
بسم الله الرحمن الرحیم
سید مجتبی حسینی میآید روستایتان!
روایتی ناب و کمتر شنیده شده از حضرت امام سید مجتبی خامنهای
راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنهای را از دیوار میکند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم!
رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من میگذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوانهای همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید!
منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمیگفت. گفت معذرت میخوام. میخواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم.
انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسبها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد.
گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی میآید روستایتان.
همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود.
دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنهای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.»
مرد هنوز چشمهاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز میگذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بینشان کنار مان زندگی میکرد روشن شده.
حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظهای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتیها نشان بدهد و بگوید حالا میشناسیدش؟ نشناخته بودیم.
پیام مابه آمریکا و اسراییل
امروز پرچمت را خواهیم سوزاند ولی بدان روزی که رهبرم سید علی وعده دادهاست بزودی فراخواهد رسید و تو بزدوی در آتش خشم شیعیان خواهی سوخت. و ما محکم تر از همیشه بهتماشای سوختنت خواهیم ایستاد.
#الله_اکبر
#رهانمیکنیم
#مرگ_بر_آمریکا
#چهارشنبهسوری
#چهارشنبه_سوری
#فتح_خیبر
#مرگ_بر_اسرائیل
شکست یهودیان
🔹«لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِنْ يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ»
🔹یهودیان هرگز نمیتوانند به شما آسیبِ سخت برسانند. فقط شما را اندکی میآزارند و اگر با شما بجنگند، شکست میخورند و فرار میکنند.
🔹سوره آلعمران، آیه۱۱۱
توجه انسان به خداوند
موضوع: توجه فطرت انسان به خداوند هنگام خطر
هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُم فِي البَرِّ وَالبَحرِ حَتّى إِذا كُنتُم فِي الفُلكِ وَجَرَينَ بِهِم بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحوا بِها جاءَتها ريحٌ عاصِفٌ وَجاءَهُمُ المَوجُ مِن كُلِّ مَكانٍ وَظَنّوا أَنَّهُم أُحيطَ بِهِم دَعَوُا اللَّهَ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ لَئِن أَنجَيتَنا مِن هذِهِ لَنَكونَنَّ مِنَ الشّاكِرينَ
او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر میدهد؛ زمانی که در کشتی قرارمیگیرید، و بادهای موافق آنان را (بسوی مقصد) حرکت میدهد و خوشحال میشوند، ناگهان طوفان شدیدی میوزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها میآید؛ و گمان میکنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص میخوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود!»
یونس: ۲۲
گوینده: انسان های ضعیف الایمان