شهید صیاد شیرازی
✨ماه رمضان با شهید علی صیادشیرازی
💔آن سال ماه رمضان افتاده بود وسط دوره آموزشی ما توی آمریکا. من دورهی نقشهخوانی میدیدم و صیاد دورهی هواسنجی بالستیک.
صیاد آنجا هم برای همهی کارهایش برنامه داشت. از یک روزنامه محلی زمانهای طلوع و غروب خورشید را نوشته بود و لحظهی اذان صبح و مغرب را محاسبه کرده بود. توی اتاق خودش سحری را آماده میکرد. بعد میآمد دنبال من.
در را که میزد از خواب میپریدم. وقتی در را باز میکردم نبود. نمیدانستم این فاصلهی صد و پنجاه متر را چطور میدوید. تا میرسیدم سفره پهن و چیده شده بود. میگفت:«زود باش فقط یک ربع وقت داریم.»
✍🏻به روایت محمد کوششی/ کتاب خدا میخواست زنده بمانی/ کتاب علی صیادشیرازی/ نویسنده: فاطمه غفاری/ ناشر روایت فتح/ نوبت چاپ: هفتم,1395 / صفحات 96
#رفیق_شهید
#ماه_رمضان
#شهید
#شهدا
#مرگ_برآمریکا

صلوات در ماه رمضان
🌺 پیامبر صلی الله علیه و آله:
🔹️وَ تَعَوَّذُوا مِنْ هَمَزَاتِهِ وَ نَفَخَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ….
وَ أَمَّا نَفَثَاتُهُ: فَأَنْ یَرَى أَحَدُکُمْ أَنَّ شَیْئاً بَعْدَ الْقُرْآنِ أَشْفَى لَهُ مِنْ ذِکْرِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیْنَا، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ ذِکْرَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ شِفَاءً لِلصُّدُورِ، وَ جَعَلَ الصَّلَوَاتِ عَلَیْنَا مَاحِیَةً لِلْأَوْزَارِ وَ الذُّنُوبِ، وَ مُطَهِّرَةً مِنَ الْعُیُوبِ وَ مُضَاعِفَةً لِلْحَسَنَاتِ
🔸از همزات و نفخات و نفثات شیطان به خدا پناه ببرید…
اما منظور از نفثات (و جادوی) شیطان این است که شخصی خیال کند بعد از قرآن، چیزی شفابخشتر از یاد ما و #صلوات بر ما اهلبیت هم وجود دارد!
به درستی که خدا یاد ما اهلبیت را شفای سینهها قرار داده
و #صلوات بر ما را محوکنندهی گناهان و پاککننده عیوب و مضاعفکننده ثوابها قرار داده است.
📚تفسیر امام عسکری علیهالسلام صفحه 584

حاج قاسم سلیمانی
حاج قاسم سلیمانی: نباید تردید کنیم که شهدا مثل اولیای الهی دارای اعجازند.
اینکه به قبور آنها توسل میکنیم و استمداد میطلبیم برای این است که آنها مثل قطرهای به دریا وصل و جزئی از ائمه(ع) شدهاند.

لذت زندگی
یـــــادت میاد؟؟؟
وقتی کوچیک بودیم …
تلویزیون ؟
با شام سبک ؟
با پنکه شماره 5 ؟
مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین
اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت …
یـــــادت میاد؟؟؟
_وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیم…
میپریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم
مینشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم
یـــــادت میاد؟؟؟
_وقتی مامان میپرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو 6 و کوچکه رو 4 …
_وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی؟؟
_نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد …
_تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم …
_پاک کن های جوهری ک یه طرفش قرمز بود و یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف میشد 😣
یـــــادت میاد؟؟؟
_فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه ❤️
_در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه ؟؟
_اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی و دهنتو با دستت پاک میکردی ؟؟
اين متن آرامش خوبی به آدم میده …
اظهار ندامت و طلب آمرزش
موضوع: اظهار ندامت و طلب آمرزش
وَلَمّا سُقِطَ في أَيديهِم وَرَأَوا أَنَّهُم قَد ضَلّوا قالوا لَئِن لَم يَرحَمنا رَبُّنا وَيَغفِر لَنا لَنَكونَنَّ مِنَ الخاسِرينَ
و هنگامی که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بطور قطع از زیانکاران خواهیم بود!»
أعراف: ۱۴۹
گوینده: گوساله پرستان قوم حضرت موسی (ع)